تبليغاتX
×××عاشـــــق پاییـــــــــز×××

×××عاشـــــق پاییـــــــــز×××

یه روزه تازه

نور از پنجره اتاقم داره آروم بیدارم میکنه....

وای چه گرم

مثل دستای کسی که نداشتم
ولی شنیدم

همیشه دسته دوست گرمه

یه روزه تازه

از روزای زمستونه ولی خورشید...واقعا گرمه


مثل اینکه میخاد چیزی بگه؟

تو ميروي و من فقط نگاهت مي كنم تعجب نكن كه چرا گريه نمي كنم بي تويك عمر براي گريستن فرصت دارم اما براي تماشاي توهمين يك لحظه باقيست و شايد همين يك لحظه اجازه ي زيستن در چشمان تو را داشته باشم

باور نمی کنم که چشمانم دیگر چشمانت را نمی بیند ...

باور نمی کنم که آن عشق همیشه گرم ٬ زیر خروارها بی اهمیتی سرد و نمور مانده باشد

چطور باور کنم نبودنت را ٬ ندیدنت را و نداشتن عشقی پاک را ...

همه اشک و التماسم دوباره دیدن روی توست

مثل گذشته ها نشستن با تو ٬ و گفتگو کردن با توست

ولی حیف که ...
یه شعله شکسته یه شمعی رو به بادم خسته از این زمونه فریاد گریه دارم

شده فضای سینه سیه چو روزگارم از همه دل بریدم دل به کسی ندادم

عاشق شدم به چشمات دادم دل به رویات

رفتی و پا گذاشتی به سادگی رو حرفام

با یاد تو همیشه عمرم تموم نمیشه

عشق نهایت دوست داشتن است و نهایت عشق عاشقی

+نوشته شده در جمعه 22 تیر1386ساعت15:31توسط نوا | |

 

زندگی یعنی گذشتن از پستی و بلندیها و کسی در زندگی موفق هست که به سلامت از این پستی و بلندیها بگذرد .

زندگی یعنی با هم تفاهم داشتن ،به هم عشق ورزیدن .

زندگی یعنی شکیبایی بردباری

زندگی همانند سفری است درازا پر از آه و درد پر از شادی و شعف .

زندگی یعنی پرواز به سوی خوشبختی

زندگی سبد گل است آن رابه دیگران نیز هدیه کنیم

زندگی همچون ریسمانی در قعر چاه است پس بیاید همگی به ریسمان الهی پنا ببریم

زندگی مبادله عواطف است

زندگی سفر است پس بیایید همسفران خوبی برای دیگران باشیم

زندگی ساعت خوش با هم بودن است

زندگی آب روان است پس بیایید آب را گل نکنیم

زندگی رودخانه ای است پر پیچ و خم که در مسیری به سوی خشکی می رود و در مسیری به اقیانوس بیکران حق

زندگی گذرگاه پر پیچ و خم ناکامی ها و مرارت ها و زمانی مسیر خوشبختیها است

در زندگی برای رسیدن به خوشبختی باید همانند کوه استوار بود

در زندگی برای رسیدن به خوشبختی باید از هفت خوان سختیها عبور کرد

+نوشته شده در پنجشنبه 21 تیر1386ساعت10:16توسط نوا | |

+نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386ساعت16:47توسط نوا | |

ازتو مگه ميشه گذشت

يا ميشه خوابتو نديد

اون هم براي قلبي که

به خاطر تو مي تپيد

از تو مگه ميشه گذشت

تو که صداي باروني

تو که تا اتنهاي عشق

تو خاطراتم مي موني

برام يه آرزو شده

صداي پاي بودنت

هستي مو پر مي کنم

فقط براي بودنت

فقط براي بودنــــــــــــــــــت

دل کويري منو پر از گل خنده کن

تو اين غبار بي هدف يه بار من برنده کن

يه آشيون ساخته دلم برات تو آغوش نسيم

کنــــــــــــــــــار عشق من بمون

بزار به فردا برسم

+نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386ساعت16:37توسط نوا | |

+نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386ساعت13:53توسط نوا | |

وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی
حاضری دنيا رو بدی، فقط يه بار نگاش کنی


به خاطرش داد بزنی، به خاطرش دروغ بگی
رو همه چی خط بکشی، حتی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته، حاضری دنيا بد باشه
فقط اونی که عشقته  عاشقی رو بلد باشه

قيد تموم دنيا رو به خاطر اون می زنی
خيلی چيزا رو می شکنی، تا دل اونو نشکنی

حاضری قلب تو باشه، پيش چشای او گرو
فقط خدا نکرده اون يه وقت بهت نگه برو

حاضری هر چی دوس نداشت، به خاطرش رها کنی
حسابتو، حسابی از مردم شهر جدا کنی

حاضری حرف قانونو، ساده بذاری زير پات
به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات

وقتی بشينه به دلت، از همه دنيا می گذری
تولد دوبارته، اسمشو وقتی می بری

حاضری جونتو بدی، يه خار توی دستاش نره
حتی يه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره

حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر
اما نبينی اون باهات کرده واسه يه لحظه قهر

حاضری که هر جا بری به خاطرش گريه کنی
بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکيه کنی

حاضری هر چی بشنوی، حتی اگه سرزنشه
به خاطر اون کسی که خيلی برات با ارزشه

حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی
غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی

حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی

پشت سرت هر چی می گن چيزی نگی، گوش بکن

وقتی کسی رو دوست داری، صاحب کلی ثروتی
نذار که از دستت بره، اين گنج خيلی قيمتی

 
چنان دلگيرم از دنيا، که خود را هم نمی خواهم
چنان دلگيرم از دنيا، که خود را هم نمی خواهم

به اين زخم دل خونين دگر مرهم نمی خواهم
همه نامهربانانند در اين دنيای پرتذوير

چنين شد حاصل عمرم...که جز مرگم نمی خواهم
 

+نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386ساعت0:46توسط نوا | |


ميان کوچه مي پيچد صداي پاي دلتنگي
به جانم مي زند آتش غم شبهاي دلتنگي
چنان وامانده ام در خود که از من مي گريزد غم
منم تصوير تنهايي منم معناي دلتنگي
چه مي پرسي زحال من؟ که من تفسير اندوهم
سرم ماواي سوداها دلم صحراي دلتنگي
در آن ساعت که چشمانت به خوابي خوش فرو رفت
ميان کوچه هاي شب شدم همپاي دلتنگي
شبي تا صبح با يادت نهاني اشک باريدم
صفايي کرده ام در آن شب زيباي دلتنگي

+نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386ساعت0:27توسط نوا | |

 

امشب اگه تنهام
اگه نیستی باهم اشک بریزیم.اما ضربان قلبتو توی دلم احساس می کنم
اگه هر شب از شوق بودن با تو خوابم نمی برد.امشب از درد جدایی و غم نبودنت نمی تونم بخوابم
نیستی اما من حست می کنم.باهام حرف نمی زنی اما من صداتو می شنوم که تو دلت داری حرف می زنی.نمی بینمت اما با همه وجود تو ذهنمی
الان به یاده لحظه آخر افتادم.لحظه آخر صدات لرزید.صدای منم لرزید
وقتی صدات قطع شد باور لحظه ها برام مشکل شد.تازه فهمیدم که دیگه هرگز این صدارو نمی شنوم.اشک ریختم.اما چیزی عوض نشد

 

 

دلم می خواست من باشمو تو با یک دنیای خالی.دوست داشتم تو باشی منو دو قلب ﭘر احساس.اما نمیشه
بدون تو دنیا برام ارزشی نداره.کاش خودم می مردم. اما مرگ لحظه های ﭘر احساس زندگیمو نمی دیدم.خدایا چه سخته.تحملش چه سخته
اما می دونم که اگه نشد باهم باشیم .اما قلبامون هنوز باهمه.من الان بیش از هر زمانی اون دلی که بهم دادی تو قلبم حس می کنم

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت23:49توسط نوا | |

خدایا كسی كه تو را دارد چه چیز را ندارد و كسی كه تو را ندارد چه چیز را دارد....

خدایا! ما اگر بد کنیم،تو را بنده های خوب بسیار است، تو اگر مدارا نکنی مارا خدای دیگر کجاست ؟

خدایا به داده و نداده و گرفته ات شکر؛ که داده ات نعمت است، نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان.

 

خدایا من ازاین دنیا یکبار گذر خواهم کردپس بگذار هر محبت و هر کار خوبی که می توانم انجام دهم خدایا کمک کن تا از هم اکنون شروع کنم و اجازه نده که از آن غفلت و دوری کنم چون من دیگر از این راه گذر نخواهم کرد .

خدایا! به من زیستنی عطا كن كه در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای كه برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا كن كه بر بیهودگی اش سوگوار نباشم.

 

+نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت14:32توسط نوا | |

 

 

خدایا چه بگویم ازکدامین گناهم نزد توطلب عفوکنم.خدایابه کدامین گناه اشک شرم ازدیده جاری سازم.هروقت که خواستم زبان به حمد وثنایت بگشایم.اشک در دیدگانم جمع شدوبغض شرم وپشیمانی ازگناهان دیگرمجال سخن گفت. خدایا...همیشه گفته ام که تورادوست دارم...حالا هم باتمام وجود فریاد می زنم: خدایا........دوستت دارم.....دوستت دارم...دوستت دارم... خدایا،شرمنده ام اززیادی گناهانی که انجام داده ام ،شرمنده ام. خدایا از قدر نشناسی خودم ، ازاین که هرروباعث ناراحتی تومی شوم

خدایا ! مگذار دعا کنم که مرا از دشواری ها و خطرهای زندگی مصون داری ، بلکه دعا کنم تا در رویاروئی با آنها بی باک و شجاع باشم . مگذار از تو بخواهم درد مرا تسکین دهی ! بلکه توان چیرگی بر آن را به من ببخشی .

 خدایا مرا از شر دوستانم حفظ كن ، چون خود مواظب دشمنانم هستم

خدایا
به من ارامش ده تا بپذیرم انچه را نمیتوانم تغییر دهم دلیری ده تا تغییر دهم انچه را که میتوانم تغییر دهم بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم مرا فهم ده تا متوقع نباش دنیا و مردم ان مطاق میل من رفتار کنند

خدایا آبروی من را به توانگری نگه دار و شخصیت من را با تنگدستی از بین مبر
تا مبادا از روزی خواران تو روزی بخواهم و از آفریده های بد کردار طلب مهربانی کنم
و در حالتی قرار گیرم که به تعریف و تمجید کسی که به من چیزی داده بپردازم
و از کسی که مرا از امکاناتی منع کرده است بدگویی کنم

تصوری داشتم ...
خیال کردم که در کنار ساحل با خدا قدم می زنم
در آسمان تصویری از زندگی خود را دیدم
در هر قسمت 2 جای پا دیدم
یکی متعلق به من و دیگری به خدا
وقتی آخرین تصویر زندگیم را دیدم
به جای پا روی شن نگاه کردم
دیدم که چندین زمان در زندگیم فقط یک جای پا بیشتر نیست
دریافتم که این در سخت ترین نقاط زندگیم اتفاق افتاده
برای رفع ابهامم از خدا سوال کردم.
خدایا فرمودی که اگر به تو ایمان بیاورم هیچ زمانی مرا تنها نخواهی گذاشت
دیدم که در سخت ترین لحظات زندگیم فقط یک جای پا بیشتر نیست
چرا در زمانی که بیشترین نیاز به تو داشتم تنهایم گذاشتی
خدا فرمود: فرزند عزیزم
تو را دوست دارم و تنهایت نمی گذارم
در مواقع سخت اگر یک جای پا می بینی
در آن لحظات تو را بدوش کشیدم

خدایا

+نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت1:16توسط نوا | |

+نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386ساعت19:46توسط نوا | |