|
تماشایی ترین تصویر دنیا می شوی گاهی
شیطان *** طعم دهانم تلخ ِتلخ است *** ***
تو چه ساده ای و من ، چه سخت
ای سرنوشت از تو کجا می توان گریخت؟ من راه آشیان خود از یاد برده ام یک دم مرا به گوشه راحت رها مکن با من تلاش کن که بدانم نمرده ام ! ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا زخمی دگر بزن كه نیفتاده ام هنوز ای سرنوشت! هستی من در نبرد توست بر من ببخش زندگی جاودانه را منشین که دست مرگ ز بندم رها کند محکم بزن به شانه من تازیانه را !
رودها در جاری شدن
در حضور واژه های بی نفس
تواون شام مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گلوار بپایم شکستی قلم زد نگاهت به نقش افرینی که صورتگری را نبود این چنینی پریزاده عشق و مهاسا کشیدی خدا را به شور تماشا کشیدی تو دونسته بودی که خوش باورم من شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من تا گفتم کی هستی تو گفتی یه بی تاب تا گفتم دلت کو تو گفتی که دریا قسم خوردی بر ماه که عاشق ترینی تو یک جمع عاشق تو صادق ترینی همون لحضه ابری رخ ماه رو آشفت به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت گذشت روزگاری از اون لحظه ناب که معراج دل بود به درگاه مهتاب در اون درگه عشق چه محتاج نشستم تو هر شام مهتاب به یادت شکستم تو از این شکستن خبر داری یا نه هنوز شور عشق و به سر داری یا نه هنوزم تو شب هات ماه و داری من اون ماه و دادم یه تو یادگاری من اون ماه و دادم به تو یادگاری من اون ماه و دادم به تو یادگاری
|
About![]()
کسی که بی من ماند Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 Authorsنواآوا Links
قسم
جاوا اسکریپت |