تبليغاتX
×××عاشـــــق پاییـــــــــز×××

×××عاشـــــق پاییـــــــــز×××

دیکه حتی نفسی نیست

 که حتی آه بکشم

از رفتن تویی که رفتن را

در پیشانیت میخواندم!

اینقدر درد بی کسی دارم که

 نبود تو برایم زخمی عادی شده....

هنوز یادت هست با چه حرف هایی خامم کردی تا مرا به خاک دلتنگی بنشانی؟!

"کمکت میکنم....درد تو که دردی نیست...دنیای من برای تو جا خیلی جا داره...."

باز هم بگویم؟

این ها را نمی گویم که انسانی چون تورا شرمنده کنم...

که تو هرچه بودی....برای من همه چیز بودی!

اینها تمام برای سرزنش کردن خودم است

که چرا...چرا و چرا باز هم به وعدهء انسانی اعتماد کردم!

+نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت16:6توسط نوا | |