تبليغاتX
×××عاشـــــق پاییـــــــــز××× - سرنوشت

×××عاشـــــق پاییـــــــــز×××

 

ای سرنوشت از تو کجا می توان گریخت؟

 من راه آشیان خود از یاد برده ام

 یک دم مرا به گوشه راحت رها مکن

 با من تلاش کن که بدانم نمرده ام !

 ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا

 زخمی دگر بزن كه نیفتاده ام  هنوز

 ای سرنوشت! هستی من در نبرد توست

 بر من ببخش زندگی جاودانه را

 منشین که دست مرگ ز بندم رها کند

 محکم بزن به شانه من تازیانه را !

+نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1387ساعت23:0توسط نوا | |